نی نی جون در قم
اولين سفر اليناي من در شش ماهگي بود با كلي ترس و لرز آخه الينا بيشتر از نيم ساعت نمي تونست تو ماشين بشينه همچين ميزد زير گريه و بند نميومد هرلحظه فكر مي كردي الانه كه نفسش بره اما با كلي سلام و صلوات من و بابا و مادرجونو دايي جونش در يك شب زمستوني رفتيم قم عجب دخمل خوبي شده بود تو ماشين از اول شير مي خورد و مي خوابيد و اونجا هم با تعجب كل ضريح و لوسترا و آدما رو نگاه مي كرد انگار داشت همه تصاوير رو تو ذهنش حك مي كرد با باباش رفت و چسبيد به ضريح و بعد با من و مادرجون آخه قربون اون نگاه هاي با تعجبت برم مادررررررررررررر...
و بعد تو حيات صحن از اونجايي كه هوا خيلي سرد بود يكي دوتا عكس گرفتيم و برگشتيم به سمت خونه...

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نی نی جون در قم
